«من ذاتاً خوش‌تیپ نیستم.»

این جمله برات آشنا نیست؟

حقیقت ماجرا اینه: خوش‌تیپ بودن یه مهارته. و درست مثل هر مهارت دیگه‌ای، می‌تونی یادش بگیری و توش پیشرفت کنی (یا به اصطلاح خودمون توش اوستا بشی).

حرفم رو باور نمی‌کنی؟

این دقیقا منم توی دبیرستان
این دقیقا منم توی دبیرستان!

فهرست

عمق فاجعه!

آره، این منم تو دوران دبیرستان با اون مدل موی دم‌اسبیِ داغون و عینکی که واسه کله‌م خیلی کوچیک بود.

برای اینکه تصویرِ دقیق‌تری از این شاهکار داشته باشید، تیپِ هر روز من تو دبیرستان این‌جوری بود:

  • پیراهن‌های چهارخونه دکمه‌دار
  • شلوار لی‌های گشاد (بگ) که لبه‌هاش ریش‌ریش و پاره شده بود، چون انقدر بلند بودن که همش میرفتن زیر پام
  • کفش‌های گنده و زمخت که از تو پاساژ پیدا کرده بودم
استایل های جدید من بعد از رعایت کردن اصول استایل کردن و یاد گرفتن مهارت های لازم

تازه وقتی رفتم دانشگاه بود که یه تکونی به خودم دادم و جدی به تیپ و قیافه‌م رسیدم. و اگه اون بچه (که عکسشو دیدید) تونسته یاد بگیره، مطمئن باش تو هم می‌تونی.

تازه، شما یه برگ برنده بزرگ هم دارید و اونم اینه که خواننده‌ی این مطلب هستید. من اون موقع هیچ منبع درست‌وحسابی نداشتم و مجبور شدم سال‌ها آزمون و خطا کنم تا بالاخره بفهمم استایلِ خوب و درست‌درمون یعنی چی.

امروز می‌خوام نکات کلیدی و حیاتی رو بهت بگم که خوراکِ آقایانیه که می‌خوان خوش‌تیپ‌تر باشن.

فرقی نمی‌کنه صفرِ کیلومتر باشی یا اینکه قبلاً رو استایلت کار کرده باشی و الان دنبال یه یادآوری باشی؛ من این مفاهیم و نکات رو توی ۱۱ سال تجربه، چکش‌کاری کردم تا بهت کمک کنم تو کمترین زمان، بهترینِ خودت باشی.

۱- قبول کن که خوش‌تیپ بودن یه مهارته

مقایسه دو استایل از یک بازیگر هالیوودی

درست مثلِ آشپزی یا پرتاب توپ بسکتبال، خوش‌تیپ بودن هم یه مهارته که واقعاً میشه یادش گرفت.

کار من به عنوان یه استایلیست شخصی این نیست که فقط برم واسه آقایون چهار تا تیکه لباس بخرم و بفرستمشون پیِ کارشون. من به آقایون یاد میدم چطوری لباس‌هایی رو انتخاب کنن که جذاب‌ترشون کنه تا خودشون بتونن بعداً از پسش بربیان. اگه خوش‌تیپ بودن یه مهارتِ یاد گرفتنی نبود، که الان من بیکار بودم (و نونم آجر شده بود)!

تو هر مهارتی، هر چی بیشتر تمرین کنی، کارت درست‌تر میشه. تو مجبوری هر روز لباس بپوشی.

این یعنی تو هر روزِ خدا فرصت داری که تمرین کنی و مهارت خوش‌تیپ بودن رو در خودت پرورش بدی.

همین امروز چیکار می‌تونی بکنی:

هیچکس با یه کت‌شلوار سه تیکه که انگار براش قالب گرفتن، یا با یه حس ششم جادویی برای خوش‌تیپ بودن از شکم مادر متولد نشده. (اگه یادت رفته، یه اسکرول کن بالا و دوباره عکس دوران دبیرستان منو ببین تا یادت بیاد.) اینو بپذیر که خوش‌تیپی یه مهارته که فقط با تمرین و تکرار به دست میاد.

۲- با پیدا کردن استایل‌هایی که خوشت میاد، چشمت رو تربیت کن

دقیقاً بعد از اینکه آقایون بهم میگن «من ذاتاً خوش‌تیپ نیستم»، معمولاً پشت‌بندش اینو میگن:

«من اصلاً سلیقه (یا چشمِ) ست کردن لباس‌ها رو ندارم و نمی‌دونم چی به چی میاد.»

منم در جواب بهشون میگم:

«خیلی خب. کسی هست که به نظرت خوش‌تیپ باشه؟ کسی که پیش خودت بگی “کاش منم اینطوری می‌پوشیدم”، حتی اگه فکر کنی اون تیپ بهت نمیاد یا از پسش برنمیای. می‌تونه یه سلبریتی، خواننده یا ورزشکار باشه. حتی یه شخصیت خیالی تو فیلم‌ها. مثلاً بعضی از مشتری‌های من اسمِ “جیمز باند” یا “تونی استارک” رو میارن.»

بعدش طرف شروع می‌کنه اسم کلی آدم رو ردیف کردن که به نظرش خوش‌تیپن. اینجاست که منم بهش می‌فهمونم که خودش با دست خودش اون فرضِ “من سلیقه ندارم” رو باطل کرد. اون همین الان ثابت کرد که چشمش کار می‌کنه و استایل خوب رو می‌شناسه!

حالا ممکنه هنوز ندونه “چرا” اون استایل‌ها خوبن، و دقیقاً به همین دلیله که فکر می‌کنه سلیقه نداره. ولی خبر خوب اینه که فهمیدنِ اون “چرا”، کاملاً یاد گرفتنیه.

ولی یادت باشه، هر وقت داری روی یه هدفی کار می‌کنی، خیلی مهمه که اون قصه‌هایی که برای خودت می‌بافی رو بشناسی و به چالش بکشی. حالا می‌خواد این قصه باشه که “من سلیقه ندارم”، یا “سرم شلوغه وقت ورزش ندارم”، یا “من کلاً آدم خجالتی‌ای هستم”. این قصه‌هایی که تو کله‌مون می‌سازیم، معمولاً دیوارهای نامرئی‌‌ای هستن که فقط می‌خوان ما رو تو “منطقه امن” (Comfort Zone) خودمون حبس کنن.

همین امروز چیکار می‌تونی بکنی:

۵ دقیقه وقت بذار. اسم ۳ نفر (یا بیشتر) رو بنویس که به نظرت خوش‌تیپن و دوست داری تیپت تو مایه‌های اونا باشه. حتی اگه فکر می‌کنی اون تیپ بهت نمیاد هم بنویسش. این فرد می‌تونه کسی باشه که می‌شناسی، یه بازیگر معروف یا حتی یه شخصیت تو یه فیلم سینمایی.

۳ ۹۰ درصد مشکلات تیپت، فقط با «میزون کردن فیت لباس» حل میشه

ryan gosling vs keith olberman clothes fit

«لعنت به این رایان گاسلینگ!»

این جمله‌ایه که یکی از مشتری‌های واقعی من، وقتی عکس بالا (رایان گاسلینگ) رو دید، از دهنش پرید.

«آخه لامصب چطوری فقط با یه تیشرت و شلوار جین انقدر خفن به نظر میاد؟»

جوابش یه کلمه‌ست رفیق: فیت بودن (Fit).

تو بحث خوش‌تیپی، فیت بودن حرف اول و آخر رو می‌زنه. انقدر مهمه که من به تک‌تک مشتریام می‌گم: «اگه لباس‌هات فیتِ تنت باشن، ۹۰ درصد مشکلات استایلت خود به خود حل می‌شه.»

وقتی لباس فیت نباشه، تناسب اندامت رو کلاً بهم می‌ریزه. اون پارچه‌های اضافه باعث می‌شن نه تنها شلخته به نظر بیای، بلکه چاق‌تر و کوتاه‌تر از چیزی که واقعاً هستی نشونت می‌دن.

آقایون معمولاً عادت دارن لباس‌های گشاد (سایز بزرگ) بپوشن؛ یا به خاطر اینکه توش «راحت‌ترن»، یا کلاً نمی‌دونن لباس درست‌ودرمون باید چطور روی بدن وایسه.

معجزه فیت بودن دقیقاً همین‌جاست: یکی مثل رایان گاسلینگ (یا من، یا خودِ تو) با یه تیشرت سفید ساده و شلوار لی، بدون هیچ زحمتی «خوش‌تیپ» به نظر می‌اد، ولی یکی دیگه با یه «کت‌شلوار شیک» که شاید ۲۰ برابر هم پولش رو داده، ضایع به نظر می‌رسه.

این یعنی اگه فکر می‌کنی برای خوش‌تیپ شدن حتماً باید کت‌شلوار بپوشی، سخت در اشتباهی!

اگه مثل من اهل کاپشن چرم و شلوار جینی، می‌تونی همونا رو بپوشی و عالی باشی؛ فقط به شرطی که سایز و فیت‌شون درست باشه.

۴- دور و برت رو پُر از آدم‌های خوش‌تیپ کن (حتی شده مجازی)

چند تا استایل خفن که توی اینستاگرام میشه پیدا کرد و از اونا الهام گرفت

وقتی تصمیم می‌گیری تغییری تو زندگیت بدی، مخصوصاً یه تغییر ظاهری مثل استایلت، بزرگترین مانع چیزیه که اصلاً انتظارشو نداری.

آدمای دور و برت، رفیقات، خانواده، همسر یا نامزدت، همکارات… احتمالش زیاده که همشون با این تغییر حال نکنن و ساز مخالف بزنن.

اگه بخوای به عنوان مشتری خصوصی با من کار کنی، یه شرط مهم دارم: باید «تکی» کار کنیم. یعنی نامزد یا خانومت اجازه نداره تو جلسات مشاوره یا خریدهامون همراهمون بیاد.

من این قانون سفت و سخت رو بعد از تجربه‌ای که با یه مشتری داشتم گذاشتم. خانومش اصرار داشت تو جلسات مشاوره استایل باشه. هر توصیه‌ای که من می‌کردم، یه چیزی می‌پروند و نظر می‌داد. تهِ حرفاشم این بود که: «نه، شوهرم اینو دوست نداره، اون ترجیح میده فلان چیزو بپوشه.»

عملاً هر چی من می‌بافتم رو پنبه می‌کرد و داشت روی بدتیپ بودن شوهرش مهر تایید می‌زد.

بعد از دو هفته، سریع پولشو پس دادم و این قانون رو وضع کردم.

تغییر واسه آدما سخته و معذبشون می‌کنه. مجبورشون می‌کنه با این واقعیت روبرو بشن که یکی داره سخت تلاش می‌کنه پیشرفت کنه، و این باعث میشه کارایی که خودشون واسه خودشون می‌کنن (یا نمی‌کنن) زیر سوال بره.

یکی از جملات مورد علاقه من اینه: «تو میانگین ۵ نفرِ اصلیِ دور و برت هستی.» کسایی که باهاشون می‌گردیم، تاثیر وحشتناکی روی کارها، رفتارها و طرز فکر ما دارن.

واسه همینه که بیزنس‌من‌های پولدار و موفق معمولاً با هم رفیقن. واسه همینه که تو عکسای اینستاگرام، کراس‌فیترهای خوش‌هیکل رو کنار هم می‌بینی. و واسه همینه که احتمال اینکه والدین چاق بچه‌های چاق داشته باشن بیشتره.

تو بحث استایل هم اگه می‌خوای پیشرفت کنی، دقیقاً به همین نیاز داری. باید دور و برت رو با کسایی پر کنی که هدفشون با تو یکیه.

همین امروز چیکار می‌تونی بکنی:

ساده‌ترین تغییری که می‌تونی بدی اینه که شروع کنی به فالو کردن آدمای خوش‌تیپ تو جاهایی مثل اینستاگرام. این کار با یه تیر دو نشون می‌زنه: هم چشمت به استایل خوب عادت می‌کنه و ایده می‌گیری، هم یه محیطی برات درست میشه که توش خوش‌تیپ بودن یه چیز «عادی» به حساب میاد.

۵- فعلاً نگران پیدا کردن «استایل شخصی» خودت نباش (هنوز زوده)

steve mcqueen chinos

استیو مک‌کوئین (Steve McQueen)، نمادِ استایل کلاسیک و جذابیتِ تمام‌نشدنی.

یکی از اشتباهاتی که آدما موقع تلاش برای خوش‌تیپ شدن می‌کنن، اینه که فکر می‌کنن حتماً باید یه استایل صددرصد خاص و منحصر‌به‌فرد برای خودشون خلق کنن.

این یه نمونه کلاسیک از چیزیه که بهش می‌گن «تفکر افراطی» (یا همون از اون ور بوم افتادنِ خودمون).

می‌خوای ۱۰ کیلو وزن کم کنی؟

«اه! باید دور نون، برنج، نوشابه، شیرینی، گوشت و همه چی رو خط بکشم، تازه باید برم باشگاه و ۲ ساعت تمرین کراس‌فیتِ سنگین بکنم. ولش کن بابا!»

می‌خوای واسه مسافرت پول جمع کنی؟

«یعنی باید اشتراک فیلیموم رو کنسل کنم، آخر هفته‌ها بیرون نرم، قسط وام دانشجوییم رو عقب بندازم. شاید حتی مجبور شم قسط کارت اعتباریم رو ندم تا بتونم یه ذره خوش بگذرونم. اینجوری که اعتبار بانکیم به فنا میره. عمراً بتونم تو مسافرت ریلکس باشم.»

وقتی تازه داری استایلت رو بهتر می‌کنی، دقیقاً مثل یه سرآشپز فکر کن که می‌خواد آشپزی یاد بگیره:

اونا وقتی می‌رن تو آشپزخونه، فکر نمی‌کنن که باید یه غذای عجیب‌غریب و جدید اختراع کنن که تا حالا کسی ندیده.

اول دستور پخت‌ها و تکنیک‌های کلاسیک رو یاد می‌گیرن. بعد کم‌کم سلیقه و علایق خودشون رو قاطیش می‌کنن تا یه رنگ و بوی شخصی بهش بدن.

تو هم دقیقاً باید همین کار رو با استایلت بکنی.

اول روی استایل‌های کلاسیک تمرکز کن، بعد یواش‌یواش امضای شخصی خودت رو بهش اضافه کن.

۶- اول لباس‌های «کلاسیک» بخر، بعد برو سراغ «ترندها»

لباس های کلاسیک در مقابل لباس های ترند
لباس های کلاسیک در مقابل لباس های ترند

بگو ببینم این صحنه برات آشنا نیست:

درِ کمدت رو باز می‌کنی. تا خرخره پر از لباسه.

میونِ اون همه چوب‌لباسی که به زور تو کمد چپونده شدن می‌گردی و پیش خودت میگی: «من هیچی ندارم بپوشم.»

پس پا می‌شی می‌ری مرکز خرید و باز لباس می‌خری.

یه ماه بعد، روز از نو روزی از نو (یا همون آش و همون کاسه). باز «هیچی» نداری بپوشم.

نه، خل و چل نشدی.

من به این وضعیت میگم «خریدِ هول‌هولکی» (Panic mode shopping). در کمد رو باز می‌کنی و می‌گرخی (یا کفرت در میاد) چون لباسا دموده شدن، با هم ست نمی‌شن و انتخابت زیاده. پس می‌ری بیرون و لباس بیشتر می‌خری و فقط قوزِ بالا قوز می‌شه.

این یه چرخه باطله. و یکی از متهم‌های ردیف اولِ این ماجرا، لباس‌های «ترندی» (مد روز) هستن.

«ترندی» یعنی چیزی که «الان» رو بورسه و باحاله. چیزیه که همه بلاگ‌ها و مجله‌ها دارن راجع بهش حرف می‌زنن. چیزیه که ویترین مغازه‌ها رو پر کرده. و چون جدیده و نو، یکم هیجان‌انگیزه.

ولی مشکل بزرگِ هر ترندی اینه که بالاخره تبش می‌خوابه و از مد میفته.

یادته چند سال پیش شلوار گرمکن‌های چرمی چقدر مد شده بود؟ یا قبل‌ترش کفش‌های دابل مونک (سگک‌دار)؟ یا اگه مثل من سنی ازت گذشته، کلاه‌های لبه‌دارِ توری (Trucker hats)؟

لباس‌های ترندی مثل اون فیلم‌های پرفروش و گیشه‌ایِ تابستونن که هیچ جوره نمی‌شه از دستشون فرار کرد.

بازیگراش تو همه برنامه‌های تلویزیونی‌ان. تبلیغاتش یه ریز پخش می‌شه. پوسترهاش در و دیوار شهر رو پر کرده. ولی پاییز که می‌رسه، دیگه کسی یادش نیست و رفتیم سراغ بعدی.

اما استایل‌های کلاسیک مثل فیلم‌های کلاسیک می‌مونن. پدرخوانده (The Godfather). بازگشت به آینده (Back to the Future). راننده تاکسی (Taxi Driver). اینا موندگارن و مرگ ندارن.

مزیت لباس‌های کلاسیک دقیقاً همینه. امتحانشون رو تو گذر زمان پس دادن و همیشه خوش‌تیپ نشونت می‌دن. کاپشن چرم، شلوار جین سرمه‌ای تیره، نیم‌بوت؟ دهه ۵۰ میلادی عالی به نظر می‌رسید، همین الانم عالیه.

۷- طرح‌های گرافیکی، لوگو و لباس‌های شلوغ رو بیخیال شو

تبدیل لباس های لوگو دار و طرح دار به لباس های ساده

خیلی از خواننده‌های استایلیش مردهای حرفه‌ای و جاافتاده (بالای ۳۰ سال) هستن و مدام ازم می‌پرسن: «چطوری می‌تونم پخته‌تر و جاافتاده‌تر به نظر بیام تا بقیه روم حساب باز کنن و جدی بگیرنم؟»

یکی از راه‌هاش اینه که کلاً دورِ طرح‌های گرافیکی، لوگوهای گنده و چاپ‌های عجیب‌غریب رو روی هر لباسی خط بکشی؛ حالا می‌خواد تی‌شرت باشه، پلیور باشه یا -خدا اون روز رو نیاره- شلوار!

وقتی یه تی‌شرت با لوگوی بزرگ یا طرح گرافیکی می‌پوشی، یا شبیه دانشجوهای سال‌اولی به نظر میای، یا انگار داری می‌ری مسابقه کُشتی‌کج و UFC تماشا کنی. (بد برداشت نکنیدا، من خودم کشته‌مرده‌ی مسابقات رزمی و MMA هستم، ولی اون استایل جای خودش رو داره).

من دشمن خونیِ لوگو و تی‌شرت‌های طرح‌دار نیستم و می‌تونن بخشی از یه کمد لباس خوب باشن، ولی وقتی تازه اولِ راهی و می‌خوای استایلت رو بسازی، پوشیدن لباس‌های «تک‌رنگ و ساده» باعث می‌شه ۱۰ برابر پخته‌تر و سنگین‌رنگین‌تر به نظر بیای.

همین امروز چیکار می‌تونی بکنی:

لباس‌های تک‌رنگ و بدون لوگو و طرح، ظاهر تو رو باکلاس‌تر و پخته‌تر نشون می‌دن. خوبیِ ماجرا اینه که این تغییر فقط یه جابجایی ساده‌ست. کافیه تی‌شرت‌ها و لباس‌های طرح‌دارت رو بذاری کنار و جاشون مدل‌های ساده (مثل نمونه‌های بالا) رو بپوشی.

۸- بچسب به رنگ‌های ساده و خنثی

لباس هایی با رنگ های خنثی

نمونه‌های عالی از ست‌هایی که با رنگ‌های خنثی ساخته شدن.

کمد لباس هر مَردی باید بر پایه رنگ‌های خنثی چیده بشه.

حالا اصلاً این رنگ‌های خنثی چی هستن؟

اینا رنگ‌هایی‌ان که خیلی توی چشم نمی‌زنن و اصطلاحاً «جیغ» نیستن. دقیقاً چون تند و زننده نیستن، خیلی راحت با همدیگه ست می‌شن. رنگ‌های تندی مثل سبز فسفری یا نارنجی جیغ چطور؟ خب، ست کردنِ اونا واقعاً کارِ حضرت فیله!

هرم رنگ برای لباس

اگه کمد لباست کلاً از رنگ‌های خنثی تشکیل شده باشه، دیگه اصلاً نیازی نیست بدونی که «چطوری باید رنگ‌ها رو با هم ست کنی». یه کمد لباس با رنگ‌های خنثی، عملاً خودش کارِ خودش رو راه می‌ندازه و همه‌چیزش خودکار با هم ست می‌شه!

یه نکته جالب دیگه هم وجود داره: احتمالاً خودت هم تا الان، بدون اینکه حتی روحت خبر داشته باشه، بیشترِ وقت‌ها داشتی رنگ‌های خنثی می‌پوشیدی.

رنگ‌های خنثی شامل این موارد می‌شن: سفید، مشکی، سرمه‌ای، زیتونی، طوسی، خاکی و قهوه‌ای.

رنگ های خنثی
رنگ های خنثی

پالت رنگ‌های خنثیِ استاندارد

چیزی که من در مورد رنگ‌های خنثی خیلی دوست دارم، جدا از اینکه «خودش کار خودش رو راه می‌ندازه»، اینه که یه پالت رنگیِ کاملاً مردونه‌ست. این رنگ‌ها باعث می‌شن ظاهرِ تو باکلاس، جدی و منظم به نظر بیاد. در ضمن، اینا یه پس‌زمینه (بیس) فوق‌العاده می‌سازن تا اگه یه وقت خواستی رنگ‌های بیشتری رو به کمد لباست اضافه کنی، خیالت راحت باشه.

همین امروز چیکار می‌تونی بکنی:

من پیشنهاد می‌کنم نسبتِ لباس‌های خنثیِ ساده‌ت به بقیه رنگ‌ها (غیر خنثی)، ۳ به ۱ باشه. ۱۰ دقیقه وقت بذار و کمد لباست رو یه برانداز کن. ببین آیا لباس‌های غیر خنثی، طرح‌دار و گرافیکی‌ت بیشتر از ساده‌های خنثی‌ست؟ یه یادداشت بردار که شروع کنی به متعادل کردنشون تا به همون نسبت ۳ به ۱ برسی.

۹- برای درکِ کیفیتِ واقعی، باید دست‌به‌کار بشی و لمسش کنی

تابلویی با متن: THE BITTERNESS OF POOR QUALITY
REMAINS LONG AFTER THE SWEETNESS
OF LOW PRICE IS FORGOTTEN.
«تلخیِ کیفیتِ بد، تا مدت‌ها بعد از اینکه شیرینیِ قیمتِ پایین فراموش شد، باقی می‌مونه.»

چرا یه پلیور کشمیر ۱۰۰ دلاره و اون یکی ۱۵۰۰ دلار؟ آیا اون پلیور ۱۵۰۰ دلاری واقعاً ۱۵ برابر بهتره؟

آیا لباس‌های باکیفیت‌تر واقعاً «ارزش خرید» دارن؟

شک ندارم این سوالات تا حالا به ذهنت رسیده. و جواب من اینه که… بستگی داره.

واقعیت اینه که خیلی سخته بشه یه چیز واقعاً «خوب» رو با قیمت پایین تولید کرد؛ حالا می‌خواد شلوار جین باشه، لپ‌تاپ باشه یا حتی یه شام استیک تو خونه. وقتی بودجه‌ برای تولید محدود باشه، سازنده مجبوره یه جاهایی کوتاه بیاد و از کیفیت بزنه.

خیلی‌ها تصور می‌کنن چون لباس‌های باکیفیت یا برندهای طراح گرون‌قیمتن، یعنی دارن «سرت کلاه می‌ذارن». حتماً تو اینستاگرام و بلاگ‌ها دیدی که بعضی‌ها با قاطعیت می‌گن تو فقط داری «پول تبلیغات و بازاریابی‌شون رو می‌دی».

من به عنوان کسی که ۱۱ سال طراح لباسِ مردانه بوده، می‌تونم بهت بگم که این حرف اصلاً درست نیست. مواد اولیه بهتر، دوخت و ساختار قوی‌تر و طراحیِ دقیق‌تر، هزینه تولید بیشتری دارن؛ در نتیجه قیمت خریدشون هم برای تو بالاتر می‌ره.

یه مثال بارز: زیپ‌های ارزون‌قیمت برای کاپشن ممکنه فقط ۵۰ سنت قیمت داشته باشن. این زیپ‌ها خیلی سَبکن، کار باهاشون کلافه‌کننده‌ست و البته خیلی راحت هم خراب می‌شن.

کاپشن و زیپ

یه کاپشن چرمی که خودم با استفاده از زیپ باکیفیت RiRi طراحی کردم.

وقتی کاپشن چرم تولید می‌کردم، از زیپ‌های لوکس و درجه‌یک RiRi استفاده می‌کردم. این زیپ‌ها سنگین‌ترن و خراب کردنشون تقریباً غیرممکنه. وقتی زیپ کاپشن رو بالا می‌کشی، مثل کره نرم و روون حرکت می‌کنه.

نکته منفیش چیه؟ این زیپ‌ها گاهی برای منِ طراح، دونه‌ای ۲۰ دلار آب می‌خورن. این یعنی وقتی کاپشن به دست تو تو ویترین مغازه می‌رسه، همون یه دونه زیپِ ۲۰ دلاری، با احتساب سودِ متعارفِ ۳ برابری، ۶۰ دلار به قیمت نهایی کاپشن اضافه می‌کنه.

این دیگه بازاریابی نیست، ریاضیه (دودوتا چهارتاست)!

ولی تا وقتی امتحانش نکنی، سخته بفهمی اون زیپ یا اون پلیور کشمیر ۱۵۰۰ دلاری چقدر بهتره. دقیقاً مثل اینه که من از یکی از بهترین غذاهایی که خوردم برات بگم که نفری ۲۲۰ دلار هزینه‌ش شده؛ هر چقدر هم خوب توصیفش کنم، تا خودت یه لقمه ازش نخوری، واقعاً درکش نمی‌کنی.

همین امروز چیکار می‌تونی بکنی:

برو به یه فروشگاهی که فکر می‌کنی اصلاً با بودجه‌ت جور نیست؛ جایی که حتی شاید قیمتاش برات یه کم معذب‌کننده باشه. اصلاً لازم نیست چیزی بخری. فقط دور بزن و لباس‌ها رو لمس کن. حتی شاید بد نباشه یکی دو تا رو پرو کنی. تو ذهنت بسپار که لباس چطوری تو تنت می‌شینه، چه حسی بهت می‌ده و خودت با پوشیدنش چه حسی داری. بعدش برو به یه فروشگاه «فست فشن» مثل زارا (Zara) یا H&M و همون مدل لباس‌ها رو پرو کن. ببین چه چیزهایی متفاوته و چه چیزهایی شبیه به هم. نکته غافلگیرکننده‌ای پیدا کردی؟

۱۰- تا جایی که بودجه‌ت اجازه می‌ده، بهترین کیفیت رو بخر

این ما رو به این سوال می‌رسونه که چقدر باید برای لباس هزینه کنی؟ خیلی ساده‌ست: توصیه من به تمام مشتری‌هام اینه که بهترین کیفیتی رو بخرن که با بودجه‌شون جور درمیاد. اگه درآمد سالانه‌ت خیلی بالاست، شاید یه شلوار جین ۵ میلیون تومنی برات عددی نباشه؛ اما اگه این مبلغ کلِ درآمدِ یک روزته، کلی گزینه‌ی عالی با قیمت‌های پایین‌تر هم پیدا می‌شه.

۱۱- با ترفند خرید «قانون ۳ تایی» تو اتاق پرو، تو وقتتون صرفه‌جویی کنید

هر وقت میرم خرید، همیشه آدمایی رو می‌بینم که فقط یه سایز برمیدارن و بعدش هی بین قفسه‌ها و اتاق پرو در رفت و آمدن.

این کار واقعاً رو اعصابمه! قشنگ وقت تلف کردنه.

فرض کنید تو خونه دارین آشپزی می‌کنین و واسه هر یه دونه مواد اولیه، مجبور بشین یه بار برین سراغ یخچال.

می‌خوام بهتون یاد بدم چطوری با یه ترفند ساده، زمان خریدتون رو نصف کنید.

وقتی دارین لباس برمیدارین که ببرین تو اتاق پرو، از همون لباس «۳ تا» بردارین:

  • یکی همون سایزی که فکر می‌کنین سایزتونه
  • یکی یه سایز بزرگ‌تر
  • یکی یه سایز کوچیک‌تر

پس اگه مثلاً دارین شلوار جین می‌خرین و فکر می‌کنین سایزتون ۳۳ هست، یه ۳۲ و یه ۳۴ هم بردارین و هر سه تا رو با هم ببرین تو اتاق پرو. اینجوری دیگه لازم نیست چند بار بری و بیای؛ تازه یه جور محکم‌کاری هم هست برای وقتایی که قواره لباس جدیده یا برندش سایزبندی‌اش رو عوض کرده.

کاری که همین امروز می‌تونین انجام بدین:

دفعه بعدی که رفتین خرید، از ترفند «قانون ۳ تایی» استفاده کنید.

۱۲- با استفاده از «ترفند جایگزینی» از حاشیه امن استایلتون بیاین بیرون

شلوار هایی با رنگ خنثی

پوشیدن شلوار سفید ممکنه اولش یه کم ریسکی به نظر برسه، اما اگه اصول ست کردنش رو بلد باشید، استایلتون رو فوق‌العاده جذاب و خفن می‌کنه.

بدون بیرون زدن از حاشیه امن، هیچ تغییری اتفاق نمیفته.

ولی قرار هم نیست این تغییر، خیلی دلهره‌آور و ترسناک باشه.

من به مشتری‌هام تکنیکی رو یاد می‌دم که بهش می‌گم «ترفند جایگزینی». این ترفند در واقع یه روشه که باهاش می‌تونید آیتم‌های جدید رو یواش‌یواش و اصولی وارد کمد لباستون کنید؛ حالا می‌خواد یه لباس ترند روز باشه، یا یه رنگ جدید که فکر می‌کردید عمراً بهتون بیاد، یا حتی لباسی که تا حالا اصلاً تو گزینه‌هاتون نبوده.

قضیه از این قراره:

فرض کنید می‌خواید سس‌های تند رو امتحان کنید. قطعاً یهو از یه سس کچاپ ملایم نمی‌پرید سراغ سس فلفل قرمز تند جنوبی! اول سسی رو امتحان می‌کنید که یه نمه از قبلی تندتره و همین‌طوری پله‌پله تندی رو می‌برید بالا.

وقتی می‌خواید یه چیز جدید رو تو استایلتون پیاده کنید هم دقیقاً همینه. احتمالاً دلتون نمی‌خواد یهو از یه کاپشن چرم مشکی، شیفت کنید روی یه کاپشن سبز نئونی جیغ! قدم معقول بعدی، احتمالاً یه کاپشن چرم قهوه‌ایه.

یه مثال دیگه براتون می‌زنم:

فرض کنید می‌خواید برای تیپ تابستونی‌تون، رنگ‌ها و طرح‌های بیشتری بپوشید.

من با یه ست راحت و بی‌دردسر شروع می‌کنم: پیراهن آکسفورد لنین، شلوار کژوال سرمه‌ای، عینک آفتابی و کتونی سفید. پالت رنگی این استایل با اینکه کاملاً بی‌نقصه، اما یه کم خسته‌کننده و زیادی محتاطانه است. پس بیاید پیراهن رو با یه آیتم رنگی‌تر جایگزین (عوض) کنیم. اینجا می‌تونیم دو تا مسیر رو بریم: یا یه رنگ شادتر و روشن‌تر انتخاب کنیم، یا بریم سراغ یه پیراهن طرح‌دار.

عکس از تکنیک جایگزینی

با اینکه انتخاب یه پیراهن آبی روشن خیلی هم ریسک بزرگی نیست، اما همین الانم می‌بینید که نسبت به استایل اولیه‌مون چقدر رنگ‌ولعاب بیشتری داره. اگه طرح‌دار هم باشه که دیگه فبها؛ قشنگ حس‌وحال تابستون رو زنده می‌کنه.

اما دقت کنید که چطور یه جایگزینی (تعویض) ساده می‌تونه کل حال‌وهوای استایلتون رو از این رو به اون رو کنه! این دقیقاً همون کلید طلایی برای شروع استفاده از رنگ‌های متنوع تو تیپ‌زدنه. اصلاً نیازی نیست برای شاداب‌تر کردن ظاهرتون، سر تا پاتون رو رنگی کنید.

به عنوان یه پیشنهاد برای شروع کار، همیشه توصیه‌ام اینه که تو هر مرحله فقط با تغییر و جایگزینی یه آیتم پیش برید. وقتی کم‌کم با پوشیدن رنگ‌ها و پترن‌های (طرح‌های) مختلف راحت‌تر شدید، می‌تونید پاتون رو یه قدم فراتر بذارید.

مثالی دیگر از تکنیک جایگزینی

هر دفعه، یه آیتم دیگه از تیپتون رو با یه لباس یه کم روشن‌تر و رنگی‌تر عوض کنید. خوبیش اینه که اگه یه وقت احساس کردید شورش رو درآوردید و زیاده‌روی کردید، همیشه می‌تونید یکی دو مرحله برگردید عقب و بازم یه استایل فوق‌العاده داشته باشید.

کاری که همین امروز می‌تونین انجام بدین:

به این فکر کنید که همیشه دلتون می‌خواسته چه آیتمی رو به استایلتون اضافه کنید ولی از پوشیدنش واهمه داشتید؟ چطوری می‌تونید این تغییر رو به قدم‌های کوچیک‌تر بشکنید و با کمک «ترفند جایگزینی»، یواش‌یواش اون رو وارد کمد لباستون کنید؟

۱۳. لازم نیست از همون اولِ کار، اعتماد‌به‌نفس بالایی داشته باشید (اعتمادبه‌نفس یه عادته که خودتون می‌سازینش)

یادتون بیاد اون روزای اولی که تازه می‌خواستین رانندگی یاد بگیرین.

احتمالاً حسابی می‌ترسیدید.

تقریباً مطمئن بودین که تو همون ۱۰ ثانیه اولی که می‌افتین تو خیابون، قراره تصادف کنین.

اعتماد‌به‌نفس نداشتین. اما هر چی بیشتر رانندگی کردین، اعتماد‌به‌نفستون هم بیشتر شد. رانندگی براتون راحت‌تر شد. حالا دیگه غیرقانونی با گوشیتون تو تلگرام یا اینستاگرام می‌چرخین، همزمان چایی‌تون رو می‌خورین و با ضبط ماشین ور می‌رین و فرمون رو هم با زانوتون نگه می‌دارین، و بازم صحیح و سالم می‌رسین سر کار!

قضیه استایل و تیپ‌زدن هم دقیقاً همینه.

برای بهتر کردن استایلتون، اصلاً لازم نیست از همون اولِ کار اعتماد‌به‌نفس داشته باشین. اعتماد‌به‌نفس شما همزمان با تلاشتون برای بهتر کردن تیپتون، یواش‌یواش بالا میره.

درست مثل رانندگی، هر چی بیشتر تمرین کنین، براتون راحت‌تر میشه.

کاری که همین امروز می‌تونین انجام بدین:

فقط با یه ست لباس شروع کنین. فقط یکی. از توصیه‌هایی که تو نکته‌های قبلی گفتم استفاده کنین؛ یعنی بچسبید به همون استایل‌های کلاسیک با رنگ‌های خنثی که کاملاً فیت و اندازه تنتون باشه. با این کار، هم ظاهر فوق‌العاده‌ای پیدا می‌کنین و هم حس خیلی خوبی بهتون دست می‌ده. این موفقیت و بردِ سریع خیلی مهمه. حالا از این حس خوب انگیزه بگیرین تا مسیرتون رو ادامه بدین. بعدش، برید سراغ نکته بعدی تا ترفند موردعلاقه من رو یاد بگیرین؛ ترفندی که کمکتون می‌کنه حتی سریع‌تر از قبل اعتماد‌به‌نفس پیدا کنین.

۱۴- استایل و تیپ جدیدتون رو «آب‌بندی» کنید

این یه تکنیک فوق‌العاده‌ست که می‌تونید ترکیبی با «ترفند جایگزینی» ازش استفاده کنید و برای استایل قرار اول یه ترفند به شدت خفن و جواب‌پسنده. راستش رو بخواین، این دقیقاً همون کاریه که خودم اوایل آشنایی با پارتنر فعلیم انجام می‌دادم.

هر وقت یه قرار مهم دارید (یا حتی یه کنفرانس، مصاحبه کاری یا سخنرانی): همون تیپ و لباسی که قراره تو اون روز بپوشید رو، یک روز کاملِ قبل از اون مراسم تنتون کنید.

حتی اگه یه استایل کاملاً رسمی و شق‌ورق باشه. روزتون رو دقیقاً مثل روزهای عادی دیگه بگذرونید. برید کافه قهوه بخورید. برید خرید سوپرمارکت. برید سر کار.

کاری که در واقع دارین انجام می‌دین اینه که دارین اون لباس رو اصطلاحاً «آب‌بندی» می‌کنین. یعنی دارین خودتون رو به پوشیدنش عادت می‌دین تا توش احساس راحتی کنید.

دلیل اینکه من این کار رو شروع کردم این بود که دیدم هر وقت برای یه قرار لباس شیک می‌پوشم، حتی اگه همون لباس‌هایی باشن که سال‌ها تو کمدم بوده، بازم موقع قرار احساس راحتی نمی‌کنم. همه‌ش معذب بودم و با خودم یا لباسام ور می‌رفتم.

تا اینکه یه بار، دقیقاً بعد از تایم کاریم یه قرار داشتم و چون وقت نداشتم برم خونه لباس عوض کنم، همون استایل قرارم رو پوشیدم و رفتم سر کار. وقتی ساعت قرار رسید، چون یه روز کامل اون لباسا تنم بود، دیگه کاملاً باهاشون مچ شده بودم و احساس راحتی و آرامش می‌کردم.

کاری که همین امروز می‌تونین انجام بدین:

فرقی نمی‌کنه یه ژاکت جدید خریده باشین یا یه ست کامل لباس برای یه قرار مهم؛ با پوشیدنشون موقع انجام کارای روزمره، اون‌ها رو تو تنتون آب‌بندی کنین. قرار دقیقه نودی پیش اومده و وقت ندارین یه روز کامل لباستون رو بپوشین؟ تجربه‌ی من ثابت کرده که حتی چند ساعت زودتر پوشیدنش هم خیلی کمک می‌کنه.

۱۵- از متخصص‌ها و آدمای کاربلد کمک بگیرید

وقتی حرف از یاد گرفتن اصول لباس پوشیدن و خوش‌تیپ شدن می‌شه، هزار و یک راه جلو پاتونه؛ از وبلاگ‌های مد و استایل آقایان گرفته تا پیج‌های اینستاگرام و کانال‌های یوتیوب.

بعضی‌هاشون واقعاً راهنمایی‌های نابی می‌کنن. اما بیشترشون پر از آدماییه که صرفاً عشق خریدن هستن و دوست دارن تو فضای مجازی در موردش حرف بزنن.

وقتی پای مشاوره استایل وسط میاد، جدا کردن سره از ناسره (خوب از بد) می‌تونه کار حضرت فیل باشه!

به عنوان کسی که بیشتر از ۱۱ ساله تو این کار استخون خرد کرده، خوب می‌دونم که آموزش دادن اصول استایل چقدر می‌تونه چالش‌برانگیز باشه. اینکه فقط به یکی بگی «چی بخر»، با اینکه بهش یاد بدی چطوری «یه استایل خفن داشته باشه» زمین تا آسمون فرق داره. دقیقاً مثل این می‌مونه که یه سرآشپز فقط لیست مواد اولیه رو بهتون بده؛ این کار که فوت کوزه‌گری آشپزی رو یادتون نمی‌ده!

کاری که همین امروز می‌تونین انجام بدین:

هر وقت تو اینترنت یه توصیه استایل خوندین، حتماً منبعش رو بسنجین. آیا خودشون خوش‌تیپ هستن؟ مهم‌تر از اون، آیا استایلشون همون چیزیه که شما هم دوست دارین داشته باشین؟ اگه استایلیست هستن یا محصولی می‌فروشن، تیپ و قیافه مشتریا و مخاطباشون چطوره؟ جذاب و خفنه یا افتضاح؟ آیا اصلاً سابقه و تخصصی تو دنیای فشن و مد دارن، یا فقط یه «آدم معمولی مثل خودتون» هستن؟

وقتی یه متخصص کاربلد رو پیدا کردین و ازش مطمئن شدین، دو تا راه پیش رو دارین:

۱- برای مشاوره‌شون پول خرج کنید

این سریع‌ترین راه برای یادگیریه. حالا می‌خواد خریدن کتابی باشه که نوشتن، شرکت تو دوره‌ای که ساختن، یا حتی استخدام کردنشون برای یه مشاوره اختصاصی و تن‌به‌تن. درسته که این راه سریع‌ترین روشه، اما خب باید سرکیسه رو هم بیشتر شل کنید (هزینه بیشتری داره). این روش شخصاً انتخاب اول خودمه، چون وقتم طلاست. پول رو همیشه می‌شه دوباره درآورد، ولی تنها چیزی که برنمی‌گرده، عمر و زمانمه.

۲- توی فضای مجازی باهاشون ارتباط بگیرید و مشاوره بخواید

از اون طرف، این گزینه «مجانیه»، اما در عوض قراره حسابی وقتتون رو بگیره. قبل از اینکه برای مشاوره گرفتن به یه متخصص پیام بدین، حتماً مشقاتون رو بنویسید (یعنی حسابی تحقیق کنید). آدمای متخصص معمولاً سرشون خیلی شلوغه. یه سرچ حسابی بکنید تا ببینید آیا قبلاً به سوالاتی که تو ذهن شماست جواب دادن یا نه. یه چرخی تو وبلاگ و توییترشون بزنید، ببینید تو پادکست‌ها یا مجلات باهاشون مصاحبه‌ای شده یا نه. اگه جواب سوالتون رو پیدا نکردید، تازه اون موقع باید به فکر پیام دادن بهشون بیفتید.

۱۶- از استایلتون لذت ببرید و حالشو ببرید

باید یه اعترافی بکنم: من وبلاگ‌های فشن و مد رو نمی‌خونم.

عجیبه، نه؟

درسته، یه نگاه گذرا به سایت‌هایی مثل Hypebeast و Gear Patrol میندازم تا ببینم تو دنیای مد چه خبره و چی ترند شده، اما وقتی پای وبلاگ‌ها، فروم‌ها (انجمن‌های گفتگو) و اخبار صنعت پوشاک میاد وسط، ترجیح می‌دم خودم رو قاطی نکنم و دور بمونم. چرا؟

خب، یه دلیلش اینه که بخش زیادیش واقعاً حوصله‌سربر و خسته‌کننده‌ست. تازه هیچ کمکی هم به کارم نمی‌کنه.

من برای اینکه بفهمم آقایون تو زمینه استایل و تیپ‌زدن چه دغدغه‌ها و دردهایی دارن، کلی تحقیق می‌کنم. خیلی وقت‌ها به فروم‌هایی برمی‌خورم که توشون یه عده دارن بی‌وقفه سر شلوارهای جین لبه‌دوخته (سلویج) و معمولی با هم کل‌کل می‌کنن، طومارهای طولانی درباره «مرگ استایل اصیل» می‌نویسن و نظریه‌هاشون رو درباره اینکه «فلان طراح معروف» با کالکشن جدیدش می‌خواسته چه پیامی بده، با هم به اشتراک می‌ذارن.

یه چیزی رو بعد از تغییر مسیرم از طراحی لباس مردونه به یه استایلیست شخصیِ اختصاصی (پرسونال استایلیست) فهمیدم: یاد گرفتم که این قضیه رو دقیقاً تا همون جایی جدی بگیرم که دیگه بیش از حد سخت‌گیر نشم و الکی گندش نکنم.

آره، یه استایل عالی و جذاب می‌تونه واقعاً زندگیتون رو زیر و رو کنه و تاثیرش رو بذاره. من اینو به چشم خودم دیدم.

داشتن یه استایل بهتر باعث می‌شه تو محیط کار حسابی جدی‌تون بگیرن. می‌تونه از شما یه برند ماندگار و فراموش‌نشدنی بسازه. و آره! جذاب‌ترتون هم می‌کنه! (آخه کدوم خانومی از یه مرد خوش‌تیپ و موفق بدش میاد؟)

اما اصلاً دلم نمی‌خواد که ساعت‌ها تو فروم‌ها و گروه‌ها بشینین و سر لباس و استایل با بقیه کل‌کل کنین. ترجیح می‌دم یه تیپ جدید و معرکه‌ بزنین (که البته به لطف خودم یاد گرفتین چطوری ستش کنین!)، بزنین بیرون و زندگی کنین. تو کارتون بترکونین. برین سر یه قرار بی‌نظیر و حسابی خوش بگذرونین.

از استایلتون لذت ببرین و حالشو ببرین.

چون اگه از خوش‌تیپ‌تر شدن و لباسِ خوب پوشیدن لذت نبرین، این روند خیلی دووم نمیاره و زود ازش خسته می‌شین.

خلاصه کلام اینکه، حتماً حواستون به این موارد باشه:

  • لباس‌هایی بخرید که فیت و اندازه تنتون باشن – همین یه کار، ۹۰ درصد از درگیری‌های استایلتون رو حل می‌کنه
  • اول از همه تمرکزتون رو بذارید رو آیتم‌های کلاسیک – استایل‌های کلاسیک بی‌دلیل موندگار نشدن. اینا همون لباس‌های بیسیک و امتحان‌پس‌داده‌ای هستن که رو تن هر مردی قشنگ می‌شینن.
  • بچسبید به یه پالت رنگی خنثی – رنگ‌های خنثی خودبه‌خود با هم ست می‌شن، پس دیگه دغدغه‌ی ترکیب رنگ‌ها رو ندارید. این رنگ‌ها یه ظاهر حرفه‌ای و مردونه بهتون می‌دن و هر وقتم که آماده بودید رنگ‌های بیشتری رو به کمد لباستون اضافه کنید، مثل یه پس‌زمینه (بوم) بی‌نقص براتون عمل می‌کنن
  • از استایلتون لذت ببرید و حالشو ببرید